کشمکش بر سر آینده ایران: گفتوگو با مریم رجوی، رئیس جمهور شورای ملی مقاومت ایران
روزنامه آلمانی فرانکفورتر روندشاو
۷ مارس ۲۰۲۶
آیا ایران میتواند بر رژیم آخوندی غلبه کند؟ این موضوع همچنان نامشخص بهنظر میرسد. مریم رجوی، رئیس جمهور شورای ملی مقاومت ایران و از چهرههای اپوزیسیون، به پرسشهای روزنامه فرانکفورتر روندشاو پاسخ داده است.
خانم رجوی، شما بیتردید با افرادی که در ایران زندگی میکنند در ارتباط هستید، وضعیت مردم عادی در این روزها پس از نخستین حملات آمریکا چگونه است؟
مردم ایران بهویژه غیرنظامیان، کودکان، سالمندان شرایط سختی دارند. بههمین دلیل من تأکید کردهام که در این شرایط، همه طرفهای درگیر باید بیش از هر چیز بهحفاظت از جان مردم، کمک به آسیبدیدگان و مراقبت از زیرساختهای غیرنظامی توجه کنند. اما واقعیت دیگری هم وجود دارد: عزم جزم مردم ایران برای سرنگونی این رژیم. در همین روزها نیروهای مقاومت به اشکال مختلف بهرغم شرایط سخت ناشی از جنگ فعال هستند. این جامعه، هم خشم انباشته دارد و هم امید به تغییر.
چرا شما مداخله نظامی از خارج را رد کردهاید؟
ما یک موضع اصولی داریم که همیشه روی آن تاکید کردهایم. تغییر در ایران تنها بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته امکانپذیر است. مردم ایران نیازی به حضور نیروهای خارجی در خاک ایران ندارند. آنها خودشان باید سرنوشت خود را تعیین کنند.
با این حال، آیا شما همچنان برای مقاومت و یک گذار دموکراتیک فرصتی میبینید؟
«فرصت تغییر» از شرایط انفجاری جامعه، تضعیف رژیم، آمادگی مردم و گسترش و انسجام مقاومت پدید میآید. قیام ژانویه نتیجه این عوامل اساسی بود. در این میان کانونهای شورشی سازمان مجاهدین نقش تعیینکننده در قیام داشتند. حتی در روزهای اخیر بسیاری از مراکز سرکوب را در شهرهای مختلف مورد تهاجم قرار دادهاند. یکی از برجستهترین عملیات آنها درگیری ۲۵۰ تن از نیروهای مجاهدین خلق با نیروهای امنیتی در مقر بهشدت حفاظت شده خامنهای و نهادهای رهبری کننده حاکمیت در منطقه پاستور در تهران بود. جنگ اصلی بین مردم ایران و رژيم آخوندها است.
شما از «پرسنل میهن دوست ارتش» میخواهید که از رژیم روی برگردانند. و از سپاه پاسداران میخواهید که سلاحهای خود را بر زمین بگذارند. با توجه به این که بسیاری از این افراد ممکن است از خشم (بیش از حد قابل درک) مردم ایران بترسند، این نتیجه تا چه حد واقعبینانه است؟
ما میان مردم، بدنه نیروهای مسلح، سران جنایتکار رژیم تفاوت قائل هستیم. من از پرسنل میهندوست ارتش میخواهم در کنار مردم بایستند. اما از اعضای سپاه و دیگر نیروهای حافظ رژیم خواستم سلاح بر زمین بگذارند و تسلیم مردم بشوند. این یک فراخوان سیاسی و ملی برای جلوگیری از خونریزی بیشتر است. شورای ملی مقاومت و دولت موقت آن در پی انتقام گیری نیستند. تصریح هم کردهایم که فقط افرادی که دستشان به خود آغشته است باید در مقابل عدالت قرار گیرند و از همه حقوق بهويژه حق دفاع برخوردار خواهند بود و این محاکمات با حضور ناظران بینالمللی خواهد بود. شما میدانید در برنامه ما لغو حکم اعدام وجود دارد. این ابتکاری است که هیچ جنبشی در دوران مقاومت نکرده است.
شما این دولت موقت را اعلام کردهاید. از دیدگاه خودتان، مشروعیت شما برای انجام این کار چیست؟
از نظر ما مشروعیت برخاسته از رای مردم است. ولی در زمانی که امکان مراجعه به افکار عمومی برای یک انتخابات آزاد و منصفانه وجود ندارد و زمانی که یک دیکتاتوری خونریز حاکم است، تنها معیار، مشروعیت مقاومت است. بنابراین مشروعیت این اقدام برگرفته از نبرد طولانی و بیوقفه این جنبش با این رژیم است. برگرفته از خون بیش از صدهزار تن از اعضا و حامیان این مقاومت است که جان خودشان را برای آزادی ایران فدا کردند.
«در وضعیت سیاسی امروزه در ایران معیار اعتماد فقط ادعا نیست»
شما تأکید میکنید که شورای ملی مقاومت و «دولت موقت» در پی قدرت نیستند. رضا پهلوی نیز همین را میگوید. اما شورای ملی مقاومت نسبت به این ادعاهای او تردید اساسی ابراز میکند.
اعتماد نتیجه بهایی است که هر جریان سیاسی در مبارزه با رژیم میپردازد. شورای ملی مقاومت ایران و سازمانها و افراد تشکیلدهنده آن بهای سنگینی در مبارزه برای سرنگونی پرداختهاند، از جمله صدهزار شهید و صدها هزار زندانی سیاسی. پسر یک دیکتاتور بودن، دیکتاتوری که توسط مردم ایران یکبار و برای همیشه سرنگون شده، هیچ اعتباری برای کسی نمیآورد. مردم چطور میتوانند به کسی اعتماد کنند که نه تنها حاضر نیست نظام تک حزبی و جنایتهای پدرش را محکوم کند، یا لااقل از آن فاصله بگیرد، بلکه به کارنامه او افتخار میکند.
اما چرا مردم ایران باید بیشتر به ابتکار شما اعتماد کنند؟
در صحنه سیاسی امروز ایران، ملاک اعتماد فقط یک ادعا نیست؛ ملاک، ساختار، برنامه، تعهد مکتوب و پاسخگویی و عملکرد است. شورای ملی مقاومت یک برنامه روشن برای دوران گذار ارائه کرده است: دولت موقت، انتخابات ظرف حداکثر شش ماه برای مجلس مؤسسان و متعاقبا قدرت به نمایندگان منتخب مردم منتقل خواهد شد.
چرا فکر میکنید که شورای ملی مقاومت در ایران از حمایت بیشتری نسبت به پهلوی برخوردار است؟
ابتدا بگذارید تاکید کنم در دوران دیکتاتوری که امکان مراجعه به صندوق رای وجود ندارد، معیارهای رایج در جوامع دموکراتیک برای سنجش میزان محبوبیت یک جریان سیاسی وجود ندارد و هر کس مدعی چنین چیزی شود یک شارلاتانیزم است. شما به لیست اعدامشدگان توسط این رژیم طی بیش از چهار دهه گذشته نگاه کنید. در قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ بیش از ۹۰ درصد آنها از سازمان مجاهدین، نیروی محوری شورا بودند. امروز به زندانهای ایران نگاه کنید. در حال حاضر ۱۸ تن از وابستگان مجاهدین در صف مرگ قرار دارند و شمار بیشتری در زندان و تحت شکنجه قرار دارند. کانونهای شورشی این مقاومت در یک سال گذشته ۳ هزار رشته عملیات ضداختناق انجام دادهاند.
با این حال، ما تصاویر ویدئویی از افرادی میبینیم که شعار «جاوید شاه» سر میدهند.
در شرایط کنونی ما با یک عملیات مهندسی سیاسی و رسانهیی برای معرفی آلترناتیوهای مجعول مواجه هستیم، چیزی که رژیم ایران نفعبرنده اصلی آن است. بگذریم که اسناد و شواهد فراوانی از جمله بررسی فورنزیک وجود دارد که بسیاری از تصاویر و ویدئوهای مورد نظر شما مجعول و صداگذاری شده است (در پی سئوال ما از شورای ملی مقاومت لینک فوق دراختیار گذاشته شد – توضیح از تحریریه رسانه). شواهد غیرقابل انکاری هم وجود دارد که رژیم ایران برای ایجاد تشتت در میان مردم چنین صحنهسازیهایی انجام میداد و چنین روایتی را ترویج میکند.
برخی منتقدان نسبت به شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق با تردید نگاه میکنند، بخشی بهدلایل تاریخی، و بخشی هم بهخاطر نگرانی درباره ساختارهای ادعا شده بسیار سختگیرانه و سلسلهمراتبی در درون این سازمان. پاسخ شما به این انتقادها چیست؟
مقاومت ایران و مجاهدین خلق فقط قربانی اصلی سرکوب فیزیکی رژیم ایران نبودهاند، بلکه در تمامی چهاردهه گذشته آنها سیبل تبلیغات دروغین و شیطانسازی سیستماتیک و دولتی بودهاند. بسیاری از اعضای ما در خارج از ایران از جمله در اروپا ترور شدند، برخورداری از دیسیپلین الزام این مبارزه است. اگر مناسبات دموکراتیک در شورای ملی مقاومت برقرار نبود امکان نداشت جریانات مختلف سیاسی درون شورا بتوانند ۴۴ سال با هم بهطور مشترک مبارزه کنند.
معیار قضاوت باید نه تبلیغات رژیم و نه داوریهای کلی، بلکه عملکرد شورای ملی مقاومت و اعضای آن باشد. اعضای جنبش مقاومت ایران همگی عناصر داوطلب هستند که با انتخابی آگاهانه برای مبارزه با رژیم آخوندی از بسیاری امتیازات و امکانات رفاهی یک زندگی عادی از جمله در کشورهای غربی صرفنظر کردهاند و مقاومت برای آزادی نتیجه چنین انتخابی است. هیچ عنصر آگاه و داوطلبی را نمیشود با اجبار به مبارزه واداشت.
شما خواهان یک روند دموکراتیک برای تشکیل دولت جدید در ایران هستید. این روند میتواند چه شکلی داشته باشد؟ و در عمل چه زمانی میتواند آغاز شود؟
نقشه راه ما روشن است. نخست: استقرار دولت موقت در خاک ایران.
دوم: برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه ظرف حداکثر شش ماه برای تشکیل مجلس قانونگذاری و مؤسسان.
سوم: پایان دولت موقت، انتقال قدرت به نمایندگان منتخب مردم.
چهارم: تدوین قانون اساسی جدید و تعیین نظام جمهوری دموکراتیک آینده.
پنجم: تشکیل دولتی که بر اساس قانون اساسی جدید و زیر نظر نهادهای برخاسته از رأی مردم مسئولیت کشور را بهعهده بگیرد. از نظر ما، این روند میتواند بلافاصله پس از فراهم شدن امکان استقرار یک ساختار انتقالی در داخل ایران آغاز شود.
در این روزها وضعیت برای ایرانیانی که بخواهند اعتراض کنند و احتمالاً علیه رژیم برخیزند تا چه اندازه خطرناک است؟
این انتظار که به هنگام بمبارانهای فشرده مردم به خیابانها سرازیر شوند غیرواقعی است. علاوه بر این رژیم از ترس مواجهه با خشم مردم غلظت امنیتی را در شهرها بالا برده است. این رژیم در برابر اعتراض مردم بارها نشان داده که آماده کشتار، سرکوب و قطع همه راههای ارتباطی است. مردم ایران هم نشان دادهاند که به هیچ چیز کمتر از سرنگونی رژیم راضی نخواهند شد.
(مصاحبه کنندگان: فلوریان نآومن و سیلویا بیلرت)
- برچسبها:رژیم ایران, شورای ملی مقاومت ايران, مجاهدين, مقاومت ایران

