اجتماع پژوهشگران ایرانی برای جمهوری دموکراتیک
اجلاس متخصصان ایرانی در اروپا و آمریکا که در آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد به بررسی کلان بحرانهایی که ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری مذهبی فراگرفته است و راهحلهای آن را مورد
بررسی قرار داد.
از چندین هفته پیش ۶کارگروه در مورد وضعیت پزشکی و دارو، انرژی، حقوقی و قضایی، دانشگاهیان و پژوهشگران، فناوری و محیط زیست بررسیهای فشرده خود را شروع کرده و نتایج را به اجلاس گزارش کردند. فصل مشترک بررسیها این بود که اولا- همه کلان بحرانها ناشی از صد سال دیکتاتوری سلطنتی و دینی است و اولین قدم برای حل آنها تغییر رژیم و استقرار دموکراسی و حاکمیت مردم است. ثانیا- بهرغم همه خسارتهای صد ساله، زیباترین وطن با طرحها و برنامههای شورای ملی مقاومت و با اتکا به منابع طبیعی و منابع انسانی ایران و متخصصان متعهد و میهنپرست بازسازی خواهد شد.
مریم رجوی: جامعه علمی ایران پشتوانه آلترناتیو دموکراتیک
استادان، صاحبنظران و متخصصان ارجمند ایران، خواهران و برادران عزیز!
به همه شما درود میفرستم که گردهمایی و کوششهایتان تصویر امیدبخشی از ایران فرداست. پیش از هر کلامی، خاطره زندهیاد دکتر محمد شیخی مسئول کمیسیون دانشگاهها در شورای ملی مقاومت ایران را گرامی میداریم.
دکتر شیخی، دانش را با مقاومت برای آزادی درآمیخته بود و دهها سال در چارچوب این شورا برای آزادی دانشگاههای ایران برای آزادی دانشجویان و استادان تحت سرکوب و آزادی دانش و فنآوری از زنجیر استبداد دینی مبارزه کرد.

دیکتاتوری راهبند پیشرفت حقیقی دانش
برگزاری این اجتماع از آن رو اهمیت دارد که اولاً دوران پایانی رژیم است و چنانکه مسعود رجوی گفته است: جبهه خلق در وضعیت یک گام تا قیام است.
ثانیاً پیامدهای استبداد و ویرانگری آخوندها به صورت نابسامانیهای فلجکننده، ظاهر شده و چشمانداز قیام و سرنگونی را هرچه نزدیکتر کرده است. امروز آثار ناتوانی و درماندگی در سراپای رژیم ولایت فقیه هویداست. هیچ یک از پهنههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و فناوری وجود ندارد که در آن رژیم شکست نخورده باشد.
در سال۱۳۵۷ دیکتاتوری شاه بدون آن که در حال جنگ با هیچ کشور خارجی باشد و درحالیکه مقدرات ایران و سرنوشت خود را تماماً به قدرتهای خارجی گره زده بود، به تمام معنا شکست خورده بود، شکست از جامعه و تاریخ ایران.
رژیم آخوندها البته سرنوشت خود را به جنگ افروزی و صدور بحران گره زده است اما این رژیم هم در حقیقت از تاریخ و مردم و مقاومت ایران شکست خورده است.
سوال این است که چرا این رژیمها به چنین موقعیت شکستخوردهیی رسیدند؟ چرا با وجود برخورداری از درآمد و دارایی عظیم کشور با وجود داشتن قوای نظامی و امنیتی عریض و طویل و موقعیت سوقالجیشی و بینالمللی ویژه، سرانجام به چنین وضعیت درماندهیی سقوط کردند؟
آیا علت آن، اشتباهات مدیریتی است؟ آیا از پس تنگناهای مالی برنیامدهاند؟
البته هر کدام از این عوامل در پیدایش این موقعیت تأثیر داشته اما هیچکدام علت اصلی نیست. علت این وضعیت، مسیری است که هر دو رژیم در این صد و اندی سال طی کردهاند. مسیری که از ماهیت ضد مردمی آنها نشات میگیرد یعنی مسیر استبداد و آزادیکُشی، رو درروی یک جامعه خواستار آزادی و دموکراسی.
این دو رژیم در ماهیت با هم متفاوت هستند. آن یکی دیکتاتوری وابسته بود. و این یکی دیکتاتوری دینی،
اما در ویرانگری، چپاول، وطنفروشی و تکیه بر شکنجه و اختناق شباهتهای زیادی دارند. وضعیت کشور در حاکمیت آخوندها، نیازی به توضیح ندارد. همه چیز را یا در تنور جنگ و سرکوب به آتش کشیده یا توسط بنیادهای وابسته به خامنهای و سپاه پاسداران چپاول کرده است.
سروصدای گوشخراش رژیم شاه هم برای رسیدن به تمدن بزرگ، در سالهای آخر حکومتش با بروز نابسامانیهای پیدرپی فرو نشست. از جمله با شکست طرحهای کشاورزی و سرازیر شدن جمعیت روستاها به حاشیه شهرها، همچنین با تورم شدید و با قطع مکرر برق که بهخصوص در سالهای ۵۴ تا ۵۶ بارها تهران را فرا گرفت.
خامنهای هم وعده «تمدن نوین اسلامی» میداد و از اقتصاد دانشبنیان دم میزد. حالا میبینید که چطور مردم ایران را به خاک سیاه نشانده است.
بله هر دو دیکتاتوری در این صد سال راهبند پیشرفت حقیقی دانش بودهاند. وابستگی در حکومت پهلوی مانع توسعه دانش شد و استبداد دینی، دانش را برای تخریب و فاجعهآفرینی بهکار گرفت بهطوری که ظرفیت دانش و پژوهش کشور و حاصل چند نسل از متخصصان و دانشگاهیان ایران را صرف تولید و مونتاژ انواع جنگافزارها کرد. امروز نام رژیم ایران با بمبهای کنار جادهیی و پهپادهای مرگبار مشهور شده است.

اتلاف سرمایههای ایران
نتیجه این که در سدهیی که دوران جهش صنعتی، علمی و تکنولوژیک بسیاری از کشورها بود، در سدهیی که از محل فروش نفت ایران، هزاران میلیارد دلار درآمد کسب شد در سدهیی که به واسطه دو انقلاب بزرگ مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی و همچنین جنبش ملی شدن صنعت نفت، انرژی انسانی عظیمی آزاد شد اما حاکمیت این دو دیکتاتوری ایران را به درجا زدن در مدار توسعهنیافتگی و عقبماندگی محکوم کرد.
راستی که بالاترین هنر هر دو دیکتاتوری اتلاف بوده و هست؛ اتلاف درآمدها، اتلاف زمان و اتلاف نیروی انسانی بهخصوص نیروی متخصصان و فارغالتحصیلان.
رضاشاه فرصت ذیقیمتی که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد را صرف سرکوب و ساختن دستگاه جدید اختناق کرد و رژیم آخوندی فرصت بیمانند بعد از انقلاب ضدسلطنتی را صرف جنگافروزی تروریسم و قتلعام نسل جوان و ترقیخواه ایران کرد.
اما واقعیت این است که رژیم تبهکار آخوندی دشمن حیات و زیست شرافتمندانه است. همین حالا در ایران دهها میلیون انسان در فقر بسر میبرند. به معنای جنگ روزانه برای زنده ماندن.
پایتخت ده میلیونی شبها آب ندارد.
دریاچه ارومیه، دومین دریاچه شور جهان رسماً خشک شده است.
کشور در خاموشی و بیبرقی فرو رفته و فقط در یک سال اخیر، نزدیک به ۶۰هزار نفر در اثر آلودگی هوا، جان خود را از دست دادهاند.
از آن طرف، حلقآویزهای فجیع در سپیدهدم هر روز و بیش از ۲هزار اعدام در این یک سال که جهان را شوکه کرده است.
«قتلعام همزمان انسان و طبیعت» و این است جنایت بزرگ رژیم آخوندی.
اما در برابر این نابودی و قتلعام کسانی ایستادهاند که برای آزادی و برای زندگی آزاد مردم میجنگند. نبردی مقدس با استبداد خونآشام مذهبی که حتی یک ساعت توقف و تعطیلی نداشته و نزدیک به پنج دهه مقاومت، مقاومتی پررنج و خونبار و طولانی.
اگر امروز ایران این چنین زخمی است به همان اندازه نیز امید در آن ریشه دوانده است. امیدی که از متن همین مبارزه زاده شده است و قیامهایی که از دل چنین امیدی شعلهور میشود. من یقین دارم که آینده این سرزمین را اراده انسانهایی خواهد نوشت که در برابر حکومت قتلعام مقاومت میکنند و پیروزی را رقم میزنند.
آزادی و دموکراسی در برابر وابستگی و دیکتاتوری
مهمترین نتیجه تاریخ این سده این است که نه مسیر وابستگی پاسخ ایران است، نه مسیر دیکتاتوری دینی. استبداد و آزادیکُشی حاصلی جز دور باطل پسرفت و ویرانی ندارد. این نابسامانیها تنها در یک مسیر میتواند بسامان شود. و آن آزادی و دموکراسی است.
اعتبار و اصالت راه حل مقاومت ایران، برخاسته از آرمان مبارزه ۱۲۰ ساله مردم ایران از صدر مشروطه تاکنون است. این آرمان در کلمات استقلال و آزادی تجلی پیداکرده است.
شورای ملی مقاومت در برنامه خود که در مهر سال ۱۳۶۰ منتشر شد، تأکید کرده:
«از آنجا که تحقق شعارهای استقلال و آزادی دقیقاً منطبق با ضروریترین اولویتهای رشد اقتصادی اجتماعی فرهنگی و سیاسی جامعه ایران در مرحله فعلی است بارزترین خصایص و محتوای انقلاب ما را تشکیل میدهد».
مقاومت ما در عین پایبندی به این اصول، عزم آن دارد که جامعه فردای ایران از بالاترین پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک برخوردار شود.
ما اعتقاد داریم که اگر فرصتهای برابر در اشتغال و تولید و رفاه وجود نداشته باشد و اگر زن ایرانی به رهایی و برابری دست پیدا نکند، دموکراسی معیوب و ناپایدار است.
این مقاومت پرچمدار و مدافع عدالت اجتماعی در ایران فرداست. اما عدالت اجتماعی برقرار نمیشود مگر آن که قرین آزادی و دموکراسی و موقعیت برابر زنان باشد.
در عینحال همه این اصول، از آزادی و استقلال و حاکمیت مردم و برابری زن و مرد تا عدالت اجتماعی، در قطار دانش و فنآوری قابل پیشرفت است.
حرف ما این است که آرمانگرایی و ترقیخواهی شانه به شانه پیشرفت دانش است که جامعه را جلو میبرد و متکامل میکند. همان که مسعود رجوی از سالها پیش گفته است: تخصص منهای وابستگی به قیمت طلاست.
شورای ملی مقاومت در برنامه خود همچنین بر گسترش نظام شورایی در همه شئون و سازمان اداری کشور تأکید دارد و خواهان اینست که از جمله دانشگاهها نیز بهصورت مستقل تحت نظر شورای دانشگاه اداره شوند.
سرمایه مردم ایران برای ساختن ایران آزاد فردا
در مورد نظرگاه مقاومت ایران باید یادآوری کنم که جنبش مقاومت از آغاز بنیانگذاری مبارزه را یک دانش تلقی کرده و دیدگاهش نسبت به جامعه، تاریخ و انسان را از جمله بر اساس مبانی علمی شکل داده است.
اعتقاد به تغییر انسان و جامعه حاصل چنین نگرش علمی و آرمانی است. زیرا جنبش ما در نبرد کیفیتها با کمیت قوای دشمن به پیشرفتهای علمی، تکنیکی و تخصصی بیش از همه نیاز دارد.
همه اینها برای جنبش ما هم خون ذخیره میکند و هم قدرت نبرد را صدچندان افزایش میدهد.
به گواهی تاریخ ایران، کوشندگان علم و آزادی در ایران در جبهه واحدی رو در روی دیکتاتوری بودهاند.
یادتان هست که خمینی ۱۵ ماه بعد از شروع حاکمیت پلید خود به دانشگاهها یورش برد و چند سال آنها را تعطیل کرد.
او از کلاسهای تبیین جهان که مسعود در دانشگاه شریف برگزار میکرد و از استقبال نسل جوان از آن احساس خطر میکرد. خمینی میگفت: «خطر دانشگاه از خطر بمب خوشهیی هم بالاتر است».
در مقابل این رژیم، اکثریت عظیم جامعه ایران خواستار آزادی و پیشرفت هستند.
میلیونها دانشآموخته، متخصص و صاحبنظر هموطن از مهمترین دینامیزمهای پیشرفت و توسعه این جامعه هستند.
شورای ملی مقاومت و حامیان آن در داخل و خارج کشور در برگیرنده صفی از متخصصان، پژوهشگران و دانشمندان ترقیخواه است. جامعه علمی ایران پشتوانه آلترناتیو دموکراتیک است.
جامعه علمی ایران که هر یک از شما نمایندگان و جلوداران آن هستید پشتوانه راهحلی است که بر نیروی خلاق مردم ایران و مبارزه رزمندگان و مجاهدان فداکارش تکیه دارد که امروز در کانونهای شورشی سازمان یافتهاند.
آنها امروز نیروی انقلاب دموکراتیک ایران برای سرنگونی و فردا سرمایه مردم ایران برای ساختن میهنمان ایران هستند.
با وجود چنین ظرفیتی: اولاً خرافههای آخوندپسند در مورد هرج و مرج بعد از سرنگونی رژیم جایی پیدا نمیکند.
شورای ملی مقاومت با چنین پشتوانههایی از صلاحیت انتقال آرام قدرت به مردم ایران برخوردار است.
ثانیاً ویرانیها و عقبگردهای ناشی از صد سال استبداد و وابستگی قابل جبران است. و پیشرفت آزادی و دموکراسی در ایران متکی به پیشرفت دانش و فنآوری میشود.

تعهد دانشمندان و متخصصان ایران
شرایط خطیر حاضر وظیفهمندی و تعهد دانشمندان و متخصصان ایران را بیش از همیشه ضروری میکند.
بزرگان دانش ایران از ابوعلی سینا تا ابوریحان بیرونی، خواجه نصیرالدین طوسی، زکریای رازی و خوارزمی در هزاره پیشین و همچنین صف غرورآفرینی از ایرانیان پیشتاز دانش و فنآوری در عصر حاضر نه فقط بهخاطر موقعیت شامخ علمی بلکه بهخاطر احساس مسئولیت نسبت به مردم و وطن خود نامآور شدهاند.
کتاب سرخ شهیدان از پرپر شدن بسیاری نخبهها و استعدادها در ۴دهه حاکمیت آخوندها حکایت دارد.
همانطور که در گردهمایی واشینگتن پروفسور قریب اشاره کرد:
کسانی بودند و هستند که تمام دانش و استعداد و تخصص، خود را وقف نبرد برای آزادی مردم ایران کردهاند. مثل مجاهدان آزادی در اشرف۳ که نیروی الهامبخش شورش و قیام برای آزادی هستند.
دار و دسته خامنهای و متحدان و همسویان آنها در داخل و خارج کشور، تلاش میکنند کانونهای شورشی و عملیات ضداختناق روزانه آنها را سانسور کنند. اما با گسترش فعالیت کانونها دو هفته پیش روز پیش رژیم ناچار شد وسیعاً واکنش نشان بدهد و به مقاومت فرزندان دلیر مردم ایران اعتراف کند. اما چه اعتراف کنند و چه اعتراف نکنند در هر حال حرف آخر را همین مقاومت آزادیستان خواهد زد.
دوستان عزیز!
در مباحث امروز ابربحرانهای متعددی را مورد بررسی قرار دادید که سایه تیره خود را بر زندگی و سرنوشت مردم ما انداختهاند.
اما فراتر از همه آنها رودررویی حاد و عمیق جامعه ایران با رژیم حاکم است. این همان مسأله کانونی ایران جامعهی ایران و تاریخ ایران است که زمان پاسخ دادن به آن فرا رسیده است.
راه حل مقدر انقلاب دموکراتیک است. بعد از آن انتقال دموکراتیک قدرت به مردم ایران و سپس برقراری یک جمهوری دموکراتیک در میهنمان ایران است.
از دل تاریکی ارتجاع و استبداد دینی ما افق تابانی را میبینیم که جمهوری آزادی و دانش و آبادی است.
روزگاری را میبینیم که طراوت و نویی جای کهنگی را گرفته است و فرزندان ایران زمین از خردسال تا کهنسال در حال یاد گرفتن و یاد دادن هستند تا خود و جامعه خود را از نو بسازند.
جامعهیی بسازند که تار و پودش آگاهی و آزادی است.
اقتصادی را سامان دهند که فرصتها و انتخابهای آحاد مردم را بارور کند.
و مناسباتی برپا کنند که در آن تبعیض و اجبار مغلوب انتخاب آزادانه و رهایی و برابری شود.
بله میتوان و باید ایران را گلستان آزادی و عدالت کرد و چنین خواهد شد.
- برچسبها:حقوق بشر, مردم ایران, مریم رجوی, مقاومت ایران

