بهمن-۰۲ ۱۴۰۴

سؤال ‌و‌ جواب با رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران مریم رجوی

Catégories // در رسانه‌ها // مصاحبه‌ها

سؤال ‌و‌ جواب با رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران مریم رجوی

۱. این قیام‌ها با آنچه در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ دیدیم چه تفاوتی دارد؟

مهم‌ترین تفاوت بین قیام کنونی و موج‌های قبلی، افزایش چشمگیر سازماندهی، تمرکز بر فروپاشی مراکز سرکوب و گسترش آن در بزرگ‌ترین شهرها تا کوچک‌ترین شهرهای ایران است. برخلاف قیام ۲۰۲۲ که با کشته‌ شدن ژینا (مهسا) امینی شروع شد و حول مسئله حجاب اجباری بود، و در قیام نوامبر ۲۰۱۹ با افزایش ناگهانی قیمت بنزین آغاز شد، قیام کنونی به یک واقعه‌ی منفرد یا مطالبه‌ی کوتاه‌مدت محدود نیست. این جنبش حاصل انباشته طولانی خشم، آگاهی سیاسی و اراده‌ی جمعی برای سرنگونی رژیم است.
در قیام ۲۰۱۹، طبقه‌ی محروم و فقیر نقش اصلی را داشتند و طبقه‌ی متوسط کمتر حضور داشت. در ۲۰۲۲، با وجود گستردگی، تمرکز بیشتر بر خواسته‌های فرهنگی و نمادین بود و بخش‌های بزرگی از طبقه‌ی کارگر فعال نبودند. اما قیام ۲۰۲۶ واقعاً سراسر ایران را در برگرفته و کارگران، بازاریان، دانشجویان، معلمان، زنان، جوانان، گروه‌های قومی و ملیت‌های گوناگون در ۳۱ استان و حداقل ۲۰۷ شهر حضور دارند؛ مشارکت بازاریان در این ابعاد بی‌سابقه است.
به‌ویژه کانون‌های شورشی و جوانان سازمان‌یافته نقش راهبری و پیوند دهنده‌ی بسیار قوی‌تری داشته‌اند، به‌طوری که توانسته‌اند اعتراضات محلی را به جنبشی قدرتمند در سراسر کشور تبدیل کنند و در برخی مناطق ابتکار عمل را از دستگاه سرکوب رژیم بگیرند. شعارات، رفتار و شکل مبارزه نشان می‌دهد اراده‌ی مردم ایران برای پایان کامل حکومت ولی‌فقیه به سطح بی‌سابقه‌یی رسیده است. رژیم نسبت به گذشته شکننده‌تر، منزوی‌تر و کمتر قادر به کنترل اوضاع شده است.
________________________________________

۲. برای سرنگونی این رژیم چه چیزی لازم است؟

تحولات چند ماه اخیر حقیقتی اساسی را روشن کرده است: اگرچه رژیم ایران به‌شدت ضعیف شده و ضربات سنگینی خورده، به‌تنهایی و صرفاً به‌خاطر شکست‌هایش فرو نخواهد پاشید. این دیکتاتوری نه از فشار خارجی و نه از تصمیمات پایتخت‌های جهان سرنگون می‌شود. همان‌طور که بارها گفته‌ام، تغییر واقعی را فقط مردم ایران می‌توانند به‌وجود بیاورند. از طریق مقاومت سازمان‌یافته در سراسر کشور که قادر به مقابله با یکی از سرکوب‌گرترین ماشین‌های سرکوب زمان ما باشد.
این مقاومت وجود دارد: سازمان مجاهدین خلق ایران و کانون‌‌های شورشی آن. این نه اپوزیسیون نمادین و رسانه‌یی است و نه یک جنبش کوچک؛ بلکه جنبشی است که در شش دهه مقاومت بی‌وقفه علیه دو دیکتاتوری (شاه و شیخ) شکل گرفته و در آتش، خون و فداکاری پخته شده است. بیش از ۱۰۰ هزار نفر از اعضا و هواداران آن کشته یا زیر شکنجه شهید شده‌اند، از جمله ۳۰ هزار زندانی سیاسی در کشتار ۱۳۶۷ فقط به این دلیل که به سازمان وفادار مانده بودند، این بهای مقاومت است و گواه ریشه‌های عمیق آن در جامعه‌ی ایران.
در قیام اخیر نیز هر زمان که کانون‌های شورشی به میدان آمدند تا مردم را سازمان دهند، راهبری کنند و از آنان دفاع کنند، رژیم نتوانست جنبش را سریع‌تر و با هزینه‌ی کمتر سرکوب کند. بسیاری از جوانان سازمان‌یافته اکنون در میان هزاران شهید این قیام هستند. این واقعیت نشان می‌دهد آنچه رژیم را لرزان کرده، اعتراضات پراکنده نیست، بلکه ترکیب قیام مردمی با نیروی سازمان‌یافته و فداکار است که می‌تواند شورش را به سرنگونی رژیم تبدیل کند.
________________________________________

۳. اگر و وقتی این اتفاق بیفتد، بازسازی و تثبیت اوضاع چقدر طول می‌کشد و روند آن چگونه خواهد بود؟

با مقاومت عمیقاً ریشه‌دار، سازمان‌یافته و گسترده در داخل کشور و آلترناتیو دموکراتیکی شناخته‌ شده مثل شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)، انتقال حاکمیت از دیکتاتوری به مردم می‌تواند به‌صورت آرام، مسالمت‌آمیز، دموکراتیک و براساس قانون انجام شود. آنچه این انتقال را ممکن می‌سازد، نه صرفاً سقوط رژیم، بلکه وجود چهارچوب سیاسی و اجرایی آماده برای «روز بعد» است که شورا سال‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده است.
شورا برنامه‌های مشخص و علنی برای دوره‌ی انتقالی و استقرار حاکمیت مردم دارد: بلافاصله پس از سرنگونی رژیم، یک دولت موقت تشکیل می‌شود با مأموریتی محدود: طی حداکثر شش ماه، انتخابات آزاد، عادلانه و همگانی برای مجلس مؤسسان برگزار شود. پس از آن قدرت سیاسی به نمایندگان منتخب مردم منتقل می‌شود تا هم دولت انتقالی نهایی را انتخاب کنند و هم پیش‌نویس قانون اساسی جدید جمهوری ایران را تدوین و برای همه‌پرسی ارائه کنند.
اصول بنیادین ایران آینده شامل برابری کامل جنسیتی، جدایی دین از دولت، به‌رسمیت ‌شناختن حقوق ملیت‌ها من‌جمله خودمختاری کردستان ایران، استقلال قوه قضائیه، آزادی احزاب و رسانه‌ها و… است، برنامه‌یی که بیش از دو دهه پیش به‌صورت طرح ده‌ماده‌یی برای ایران آزاد ارائه شده است و امروز بیش از هر زمان دیگری واقعی و قابل اجراست.
________________________________________

۴. با توجه به فرهنگ پویای ایران در دهه‌ی ۱۹۷۰، آیا پس از سقوط رژیم مردم به آن فضا برمی‌گردند، یا سرکوب طولانی این امر را دشوار کرده است؟

ایران دارای فرهنگ غنی و چند‌هزارساله‌یی است که هم دیکتاتوری‌های پادشاهی و هم دیکتاتوری‌های مذهبی تلاش کرده‌اند آن را تغییر داده یا نابود کنند. به همین دلیل، مردم ایران هر دو سیستم را رد می‌کنند. سقوط این رژیم نوید یک رنسانس فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را می‌دهد، به‌ویژه ضربه‌یی سهمگین به بنیادگرایی اسلامی، که این رژیم مرکز جهانی آن بوده است. نقش زنان در این تحول بسیار مرکزی و پیش‌برنده است.
جامعه‌ی ایرانی در این ۴۵ سال فقط سرکوب نشده، بلکه از طریق مقاومت، آگاهی سیاسی عمیق، حساسیت نسبت به آزادی و رد هرگونه استبداد را درونی کرده است. نسل جوانی که امروز در خیابان‌هاست نه دلتنگی برای پادشاهی دارد و نه توهم اصلاح این رژیم. آنان با جهان در ارتباط‌اند؛ حقوق بشر، برابری جنسیتی، سکولاریسم و کرامت انسانی را می‌شناسند و آن‌ها را مطالبه می‌کنند. بنابراین ایران آینده بازگشت به گذشته نیست، بلکه پریدگی تاریخی به‌سوی جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا خواهد بود.
________________________________________

۵. نقش جوانان و زنان چگونه حرکت را تسریع و تقویت کرده است و پیام شما به آن‌ها چیست؟

نقش زنان و جوانان در این قیام فقط حضور در خیابان‌ها نیست؛ آن‌ها موتور و ستون فقرات آن هستند. زنان ایرانی که بیش از چهار دهه تحقیر، تبعیض و سرکوب سازمان‌یافته را تجربه کرده‌اند، اکنون نه‌تنها به‌عنوان معترض، بلکه به‌عنوان سازمان‌دهنده، الهام‌بخش و رهبر در خط مقدم هستند. شجاعت آنان، به‌ویژه در شکستن نمادهای ایدئولوژیک تحمیل‌ شده توسط رژیم، دیوار ترس را شکسته و جامعه را برای گفتن «نه» توانمند ساخته است.
نوجوانان، که جز بحران، فقر، سانسور و خشونت دولتی چیز دیگری ندیده‌اند، با شجاعت و خلاقیتی بی‌سابقه وارد صحنه شده‌اند. آنان از طریق شبکه‌سازی، تحرک و آمادگی برای پرداخت هزینه‌های دشوار، اعتراضات پراکنده را به قیامی مستمر در سراسر کشور تبدیل کرده‌اند. آن‌ها نه به گذشته‌ی استبدادی دل بسته‌اند و نه آینده‌شان را به رژیمی که قابل اصلاح نیست مشروط می‌کنند. باور آن‌ها به اینکه تغییر هم ممکن و هم ضروری است، به جنبش سرعت و عمق بخشیده است.
پیام به زنان و جوانان ایران روشن است: شما تنها نیستید و صدای شما قلب این قیام است. رژیم تلاش می‌کند از طریق خشونت، قتل و جنایات علیه بشریت آن‌ها را تهدید کند، اما میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها نشان داده‌اند که ترس اکنون در سمت دیگر قرار گرفته است. پایداری، همبستگی و سازمان‌یافته ‌بودن آن‌ها که میراث ۱۲۰ سال مبارزه با چهار دیکتاتوری است، نه‌تنها سرکوب را خواهد شکست بلکه راه را برای ایران آزاد، دموکراتیک و برابر باز خواهد کرد. آینده متعلق به آن‌هاست و تاریخ این روزها را به نام شجاعتشان ثبت خواهد کرد.

________________________________________

۶. چه چیزی دیدگاه سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران را درباره ایران پس از جمهوری اسلامی از دیدگاه نظام سلطنتی متمایز می‌کند؟ آیا برخی از این تفاوت‌ها آشتی‌ناپذیرند؟ و در صورت فروپاشی رژیم اسلامی، آیا امکان وحدت یا همکاری میان این جریان‌ها را محتمل می‌دانید؟

سلطنت در ایران نماد دیکتاتوری و حاکمیت مطلقه است. برخلاف سلطنت‌های بریتانیا، اسپانیا یا سوئد، هرگز به اصلاح تن نداد؛ برعکس، به‌تدریج استبدادی‌تر شد، همه راه‌های تغییر را بست و مردم را بدون هیچ گزینه‌یی جز سرنگونی باقی گذاشت. افزون بر این، ماهیت شوونیستی و سرکوبگر سلطنت، به‌ویژه در دوران حکومت پهلوی، خصومت عمیقی نسبت به آن در میان آذری‌ها، کردها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و بسیاری دیگر از ملیت‌های ایرانی بر جای گذاشته است. رژیم پهلوی در طول ۵۷ سال حاکمیت خود، بارها در این مناطق دست به پاکسازی قومی و جابه‌جایی اجباری جمعیت زد. به همین دلیل، جامعه ایران تحت هیچ شرایطی بازگشت به آن‌گونه استبداد و شوونیسم را نخواهد پذیرفت. در دیکتاتوری مذهبی، حفظ نظام ولایت فقیه به‌عنوان عالی‌ترین وظیفه اعلام می‌شود؛ در سلطنت نیز حفظ شاه، بر پایه وراثت و با تصویرسازی به‌مثابه «موهبت الهی» اصل برتر بود.

در مقابل، دیدگاه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت بر حاکمیت مردم از طریق برپایی جمهوری‌یی مبتنی است که با رأی آزاد انتخاب می‌شود. در این دیدگاه، هیچ فردی به اعتبار دین و هیچ خانواده‌یی به اعتبار نسب خونی، حق ویژه‌یی برای حکومت ندارد. همه مناصب عمومی باید از طریق انتخابات آزاد، شفاف و قابل راستی‌آزمایی پر شوند.

در رژیم شاه، قدرت در دست یک فرد واحد متمرکز بود و مجلس، دستگاه قضایی و رسانه‌ها عملاً تابع اراده دربار سلطنتی بودند. کشور یک نظام تک‌حزبی داشت و محمدرضا پهلوی آشکارا اعلام می‌کرد هر کس از پیوستن به حزب رسمی واحد سر باز زند یا زندانی می‌شود یا ناچار به ترک کشور خواهد بود. با وجود برخی نشانه‌های ظاهری نوسازی، کشور از طریق پلیس سیاسی (ساواک)، شکنجه، زندان‌ها و سرکوب سازمان‌یافته مخالفت‌ها اداره می‌شد. بسیاری از مخالفان سیاسی اعدام شدند. این صرفاً تاریخ نیست: طرح‌هایی که امروز از سوی بقایای شاه ارائه می‌شود، چیزی جز نسخه‌های بزک‌ شده همان محتوا نیست.

در مقابل، برنامه شورای ملی مقاومت بر تفکیک قوا، استقلال قوه قضاییه، آزادی احزاب و مطبوعات و حاکمیت قانون استوار است. در این برنامه، لغو مجازات اعدام، ممنوعیت شکنجه، برابری کامل زنان و مردان، و جدایی دین از دولت اصولی غیرقابل مذاکره‌اند. این تفاوت، فنی یا ظاهری نیست؛ بلکه خط فاصل بنیادین میان دیکتاتوری و دموکراسی است.

شورای ملی مقاومت همواره گفته است که پس از سقوط رژیم، همه نیروهای سیاسی که به جمهوری‌خواهی، دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت مردم و جدایی دین از دولت پایبند باشند، می‌توانند آزادانه و بر پایه برابری در شکل‌دهی به آینده ایران مشارکت کنند. اما بار دیگر تأکید می‌کنم: پس از مبارزه بنیان‌گذاران آمریکا و صدور اعلامیه استقلال، آیا قابل تصور بود که سلطنت بخشی از دولت جدید باشد؟ یا پس از پایان جنگ جهانی دوم، آیا می‌شد ناسیونال‌سوسیالیسم هیتلری اجازه مشارکت در اداره آلمان را داشته باشد؟

https://justthenews.com/world/middle-east/transcript-qa-president-elect-national-council-resistance-iran-maryam-rajavi

ما را دنبال کنید

مریم رجوی

maryam rajavi

رئيس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاكميت به مردم ايران

[ادامه]