چگونه کشورم، ایران، میتواند به یک جمهوری صلح دوست، غیراتمی و دموکراتیک تبدیل شود
مریم رجوی در تاریخ ۲۷ژانویه ۲۰۲۶ مقاله ای در روزنامه اسکاتسمن درج کردند که متن آن در زیر آمده است.
برابری جنسیتی، جدایی دین و دولت، لغو مجازات اعدام، استقلال قضایی، غیراتمی و صلح دوست؛ اگر رژیم وحشی فعلی خلع شود، ایران میتواند به کشوری کیفاً متفاوت تبدیل شود
بهقلم مریم رجوی
در جریان قیامی که در روزهای آخر سال ۲۰۲۵ شروع شد هموطنانم در سراسر ایران همچون سیل به خیابانها سرازیر شدند و با شجاعتی خارقالعاده و با فداکاری فرزندان دلیر این ملت، به جهانیان نشان دادند که آمادهاند هر بهایی را بپردازند تا این رژیم را سرنگون کنند و آرزوی خود را برای برپایی یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت محقق سازند.
مسئله اصلی امروز ایران دیگر این نیست که آیا رژیم حاکم سقوط خواهد کرد یانه. بلکه این است که چه زمانی سقوط خواهد کرد و پس از سقوط چه خواهد شد و آیا هرج و مرج جای یک قرن دیکتاتوریهای سلطنتی و مذهبی را خواهد گرفت یا خیر؟
واقعیت این است که در ایران، چه مردم و چه حاکمان، به وضعیت پیش از قیام بازنخواهند گشت. ریشههای نارضایتی همچنان زندهاند و جنایتهای بیحد و حصر رژیم، جامعه را حتی انفجاریتر کرده است. بازگشت به گذشته برای کشوری که چنین بهای انسانی سنگینی پرداخته، تنها در توهمات رژیمی وجود دارد که همه پتانسیل خود را برای بقایش مصرف کرده است.
مقاومت ایرانی در مقابل یک رژیم وحشی
تجارب اخیر بهروشنی نشان میدهند که رژیم ولایت فقیه و آخوندهای حاکم عمیقاً پوسیده، پوک و آسیبپذیر شدهاند. (این تجارب) در عین حال، یک واقعیت اساسی را نیز عیان کرده است: تضعیف رژیم بهخودی خود، به سقوط آن منجر نخواهد شد.
همچنین، استبداد دینی حاکم نه زیر فشار خارجی فرو میریزد و نه از طریق جنگ خارجی سرنگون میشود. تغییر رژیم تنها بهدست خود مردم ایران و از طریق یک مقاومت سراسری، سازمانیافته و رزمنده محقق میشود؛ آن هم مقاومتی که بتواند در میدان، با یکی از بیرحمترین دستگاههای سرکوب در جهان امروز، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مقابله کند. این دقیقاً همان مأموریتی است که مجاهدین خلق طی ۴۵ سال گذشته و بهطور خاص در سالهای اخیر به آن متعهد بودهاند.
اما مساله به همین جا ختم نمیشود. آمادگی برای دوران انتقال به همان اندازه تعیینکننده است. سالهاست که شورای ملی مقاومت ایران بر آمادهسازی سیاسی، سیاسی، حقوقی و اجرایی برای «فردای» سرنگونی متمرکز بوده است.
وجود یک آلترناتیو دموکراتیک شناختهشده، با برنامهیی روشن و ساختاری تعریف شده، با یک شبکه ریشهدار و فعال در داخل کشور و شبکه گستردهیی از دانشمندان و متخصصان و کارآفرینان در داخل و خارج ایران، انتقال حاکمیت از دیکتاتوری به مردم ایران را به شیوهیی دموکراتیک، منظم، آرام، سیستماتیک و بدون خلأ قدرت امکانپذیر مینماید.
انتخابات آزاد و عادلانه
بر اساس طرحهای مصوب شورا، بلافاصله پس از سرنگونی، یک دولت موقت با مأموریتی محدود و شفاف با زمانبندی مشخص تشکیل میشود تا یک انتخابات آزاد، عادلانه و همگانی برای مجلس مؤسسان را حداکثر ظرف شش ماه سازمان دهد.
با تشکیل این مجلس که مأموریت آن نباید بیش از دو سال باشد، تمام قدرت سیاسی به نمایندگان منتخب مردم منتقل میشود تا یک دولت موقت ایجاد کنند و پیشنویس قانون اساسی جمهوری جدید ایران را تدوین و برای همهپرسی ملی تحویل بدهند. این نقشه مسیر، یک شعر و شعار انتزاعی نیست بلکه حاصل دههها کار فکری، حقوقی و عملی است.
اما چنین آمادگی بدون یک پشتوانه مستحکم در داخل کشور بیمعناست. حضور مجاهدین خلق در ایران امروز، نه نمادین است و نه تبلیغاتی. در جریان قیام دیماه، کانونهای شورشی نقش تعیینکنندهیی در گسترش اعتراضات، مقابله با نیروهای سرکوبگر و حفاظت از معترضان ایفا کردند که به بهای جانشان تمام شد.
این حضور محصول بیش از شش دهه مبارزه بیوقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ است. بیش از ۱۰۰ هزار تن از اعضا و هواداران این جنبش اعدام یا زیر شکنجه کشته شدهاند.
در سال ۱۳۶۷، براساس فتوای خمینی ولی فقیه وقت رژیم، همه زندانیانی که استوار ماندند و حاضر نشدند از عقاید خود دست بکشند، در عرض چند هفته اعدام شدند، ۹۰درصد آنها اعضای سازمان مجاهدین بودند.
حمایت از مقاومت
در جریان قیام اخیر، جوانان سازمانیافته در گسترش اعتراضات نقش محوری داشتند. این شبکه، با انتقال پیامها، پیوند دادن اعتراضات محلی به موج اعتراضات سراسری، حفظ روحیه مقاومت و بالا بردن هزینه سرکوب، نقشی مؤثر در تداوم و تعمیق قیامها ایفا میکند.
تعهد عملی و پرهزینه شورا به اصول دموکراتیک رمز ماندگاری آن بهعنوان دیرپاترین ائتلاف تاریخ معاصر ایران است. این شورا از همان آغاز، هرگونه انحصارطلبی را رد و بر همبستگی نیروهای متعهد به جمهوری تأکید کرده است.
اصول بنیادین ایران آینده، برابری کامل زن و مرد و جدایی دین از دولت، لغو مجازات اعدام، استقلال قوه قضاییه، آزادی احزاب و رسانهها، بهرسمیت شناختن حقوق ملیتها و یک ایران غیراتمی و صلحجو، در قالب طرح دهمادهیی شورا برای یک ایران آزاد تدوین و به مردم ایران و به جامعه جهانی ارائه شدهاند.
در نقطه مقابل، اتکای سایرین به مداخله نظامی خارجی یا امید بستن به «ریزش خودبهخودی» در رأس سپاه پاسداران، توهمی خطرناک است. سپاه، ستون فقرات این رژیم است و فروپاشی آن تنها در پی برهم خوردن تعادل قوا در میدان واقعی امکانپذیر است. در چنین مرحلهیی است که ریزش در سطوح پایینتر ارتش معنا پیدا میکند، نه پیش از آن.
آزادی از طریق مقاومت سازمانیافته
تا زمانی که این رژیم بر سر قدرت است، نه از سرکوب دست میکشد و نه به اصلاح و اقناع تن میدهد. تنها قیام و مقاومت سازمانیافته میتواند ایران را به آزادی برساند.
در حالی که جامعه بینالمللی باید از مداخله نظامی پرهیز کند هم ظرفیت و هم مسئولیت دارد که هزینه بیقانونی را برای رژیم سنگینتر کند. از جمله قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی، سلب مصونیت از سردمداران رژیم و محاکمه مسئولان جنایت علیه بشریت و نسلکشی طبق صلاحیت جهانی.
علاوه بر این، جهان باید شریانهای مالی رژیم را قطع کند، دسترسی به اینترنت آزاد را تضمین کند و مهمتر از همه حق جوانان ایرانی و کانونهای شورشی برای مبارزه با سپاه پاسداران را بهرسمیت بشناسد.
مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران موقت انتقال حاکمیت به مردم ایران است.
حساب X/Tweeter او @Maryam_Rajavi است.
- برچسبها:رژیم آخوندی, قیام ایران, مردم ایران, مریم رجوی

