مصاحبه نشریه پارلمان با مریم رجوی: ما در پی کسب قدرت نیستیم هدف ما انتقال قدرت به مردم ایران است
نشریه پارلمان- تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
با تشدید درگیریها و بیثباتی در ایران، مریم رجوی از رهبران اپوزیسیون ایران مسیر پیشنهادی خود را از فروپاشی حکومت تا برگزاری انتخابات ترسیم میکند. او تاکید دارد که مردم هم دیکتاتوری دینی و هم دیکتاتوری سلطنتی را بهعنوان دو نوع دیکتاتوری رقیب رد میکنند.
سوال اول: هیچ کشوری به اندازه ایران در ۵ دهه گذشته منشأ بحران و تنش در منطقه و جهان نبوده است علت چیست و راه حل کدام است؟
دیکتاتوری دینی در ایران به قرن بیست و یکم تعلق ندارد یک رژیم قرون وسطایی است که توان و اراده پاسخگویی به خواستهای مردم را ندارد. مردم خواستار سرنگونی آن هستند و این رژیم تنها با سرکوب داخلی و صدور تروریسم و جنگافروزی امکان بقا دارد. ما همواره گفتهایم این رژیم اصلاح ناپذیر است و در صدد دستیابی به بمب اتمی است و اگر یک روز این سیاستها را کنار بگذارد بهسرعت توسط مردم سرنگون میشود.
بیش از دو دهه پیش در پارلمان اروپا اعلام کردم که راه حل ایران، نه در مماشات و نه در جنگ خارجی است و تأکید کردم مماشات به جنگ منجر میشود. چیزی که متأسفانه امروز محقق شده است. کما این که دو جنگی که در یکسال گذشته روی داد، این حقیقت را نشان داد که جنگ خارجی موجب تغییر رژیم نخواهد شد. سرنگونی این رژیم توسط مردم و مقاومت محقق خواهد شد.

سوال دوم: زمانی که رژیم سقوط کند، گام بعدی چه خواهد بود؟
شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی از نیروهای دموکراتیک (ضد شاه و ضد تئوکراسی) است از سالهای قبل نقشه مسیر مشخصی ارائه کرده است. دولت موقت، بلافاصله پس از سرنگونی کار خود را در چارچوب طرح ۱۰مادهیی شورای ملی مقاومت ایران شروع میکند. وظیفه اصلی این دولت، برگزاری انتخابات آزاد برای مجلس موسسان در عرض حداکثر شش ماه است. متعاقباً دولت موقت استعفا میدهد و منتخبان مردم در این مجلس دولت جدیدی را تعیین میکنند. این مجلس، قانون اساسی جمهوری جدید را تدوین میکند. طرح ۱۰مادهیی شورا بر انتخابات آزاد، آزادیهای فردی و اجتماعی، برابری کامل زن و مرد و آزادی زنان در پوشش، تحصیلات و اشتغال، جدایی دین و دولت، خودمختاری برای ملیتهای تحت ستم ، انحلال سپاه پاسداران و کلیه نهادهای سرکوبگر، لغو قانون شریعت آخوندها و لغو مجازات اعدام، یک ایران غیراتمی و صلح و همزیستی تأکید دارد. دولت موقت تضمینکننده انتقال منظم و آرام حاکمیت به صاحبان واقعی آن یعنی مردم ایران خواهد بود.
سوال سوم: مقاومت شما در حال حاضر چه اقداماتی در داخل ایران انجام میدهد و چه نقشی در قیام ژانویه داشت؟
سازمان مجاهدین خلق ، نیروی اصلی شورای ملی مقاومت ایران، بزرگترین تشکل سیاسی ایران، شبکه گستردهیی در داخل ایران دارد. کانونهای شورشی مجاهدین سال، گذشته ۴۰۹۲ عملیات ضد اختناق داشتهاند در روز ۴اسفند، ۲۵۰ نفر از رزمندگان مجاهدین به مقر خامنهای در تهران که در حقیقت حفاظت شدهترین منطقه در کل ایران است، تهاجم بردند. کانونهای شورشی مجاهدین، نقش کلیدی در قیام داشتند. با کمک آنها بود که برخی شهرها یا محلات برای چند ساعت یا یک یا دو روز آزاد شدند. در بسیاری مواقع جلودار درگیری با نیروهای سرکوبگر شدند آنها۶۳۰ عملیات علیه نیروهای سرکوبگر برای حفاظت از تظاهرکنندگان داشتند که کمک شایانی به گسترش قیام کرد.
سوال چهارم: در روزهای اخیر چهار عضو مجاهدین در ایران اعدام شدهاند، پیام این اعدامها چیست؟
این اعدامهای جنایتکارانه آنهم در بحبوحه جنگ، نشان میدهد که نگرانی اصلی رژیم، قیام و مقاومت سازمانیافته در داخل ایران است. اگر به اطلاعیه قضاییه رژیم در باره اعدام این چهار مجاهد نگاه کنید به صراحت میگوید آنها در قیام و سازمان دادن واحدهایی که در راستای سرنگونی نظام کار میکنند، دست داشتهاند. هم اکنون شمار زیادی از زندانیان سیاسی به اتهامات مشابه در معرض اعدام هستند. حکم اعدام دست کم ۱۷ تن از آنها توسط دیوانعالی رژیم هم تأیید شده و هر لحظه در معرض اعدام قرار دارند.
در ۱۰ و ۱۱فروردین، چهار تن از اعضای کانونهای شورشی که به همراه ۱۳ تن دیگر از آنان به مرگ محکوم شده بودند، بهطور وحشیانهیی اعدام شدند که بیانگر ترس و وحشت رژیم از این مقاومت است.
سوال پنجم: چه شواهدی از حمایت مردم ایران از شورای ملی مقاومت ایران وجود دارد؟
در حالی که امکان مراجعه آزاد به افکار عمومی وجود ندارد، اولین شاخص حمایت مردمی میزان مقاومت است. شورای ملی مقاومت پایدارترین ائتلاف تاریخ ایران است که طی ۴۵ سال گذشته بدون یک روز توقف مقاومت علیه رژیم را پیش برده است. بیش از ۱۰۰ هزار تن از اعضا مقاومت اعدام شدهاند. در حال حاضر زندانیان سیاسی بیشتری به اتهام عضویت در مجاهدین زیر حکم اعدام قرار دارند. شبکه اطلاعاتی مقاومت محرمانهترین اسرار رژیم از جمله سایتهای اتمی در نطنز و اراک و فردو را افشا کرده است. اینها بدون حمایت گسترده مردمی امکانپذیر نبود. به همین خاطر اولین خواست رژیم از کشورهای خارجی محدود کردن مقاومت است. همه اعضای جنبش و حتی کسانی که در خارج کشور در برنامههای آن شرکت میکنند، محکوم به اعدام هستند. رژیم با صرف صدها میلیون یورو یک کارزار گسترده شیطانسازی علیه مقاومت سازمان داده است.

سوال ششم: چرا رضا پهلوی و بازگشت به سلطنت راهحل مناسبی نیست؟
زیرا او رژیمی ساقط شده را نمایندگی میکند که با شکنجه و کشتار مخالفین توسط یک پلیس مخفی مخوف بهنام ساواک، حکومت میکرد و با فریادهای مرگ بر شاه میلیونها ایرانی از کشور گریخت. او نه تنها جنایات پدرش را محکوم نمیکند بلکه به آن افتخار میکند. پلاتفرم او برای آینده بازسازی دیکتاتوری سلطنتی است. او با برچسب تجزیه طلبی به ملیتهای تحت ستم خواهان سرکوب آنهامیشود. مردم ایران در تظاهراتهای خود با شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشد چه رهبر» نشان دادهاند که با هرگونه دیکتاتوری چه سلطنتی چه دینی قویاً مخالف هستند. آنها خواهان حکومتی مبتنی بر آرای آزاد خودشان هستند.
سوال هفتم: آیا شما نامزد ریاستجمهوری در یک ایران اصلاح شده هستید؟
من امروز تنها به فکر آزادی هموطنانم از شر دیکتاتوری دینی هستم. وظیفه اصلی من بازگرداندن امید و اعتماد به هموطنانم و مرهم نهادن بر زخمهایی است که این رژیم ضدبشر بر پیکر جامعه ما وارد آورده است. همانطور که بارها تأکید کردهام ما در پی کسب قدرت یا حتی سهمی از قدرت نیستیم. هدف ما انتقال قدرت به مردم است.
- برچسبها:حکومت ولایت فقیه, شورای ملی مقاومت ايران, مجاهدين, مردم ایران

