کتاب زنان در رهبری سیاسی
کتاب زنان در رهبری سیاسی، گزارشی از اجلاس بینالمللی روز جهانی زن در پاریس و سخنرانی مریم رجوی است.
مریم رجوی در این سخنرانی موضوع زنان در رهبری سیاسی جامعه و ضرورت آن را طرح می کند. و به سوالاتی از این قبیل پاسخ می دهد:
چرا می گوییم زنان نیروی تغییرند؟
مشارکت زنان در رهبری سیاسی چه ارتباطی با دموکراسی دارد؟
تجربه زنان مقاومت ایران در این مورد چیست؟
مریم رجوی می گوید:
در جهان امروز، در بزرگترین جنگها و بحرانهای انسانی، از جنگ خاورمیانه تا جنگ اوکراین، مثل همیشه زنان و کودکان معصوم، اولین قربانیان هستند.
و لاجرم راه حل قطعی، شرکت زنان در مبارزه برای آزادی و در ایران مشارکت زنان در سرنگونی استبداد مذهبی و بنیادگرایی حاکم بر ایران است و زنان مجاهد و مبارز ایران برای رسیدن به این هدف، نقش تعیینکننده دارند.
در بخش دیگری از این کتاب با اشاره به امر برابری زن و مرد که از جانب بسیاری پذیرفته شده و در قوانین اغلب کشورها وارد شده، می نویسد:
اما امر برابری همچنان چالش اساسی زمانه ماست. چه باید کرد و راه دستیابی به آن چیست؟
و پاسخ می دهد: تجربه مقاومت ما این است که نبرد با دیکتاتوری و مشخصا نبرد با بنیادگرایی اسلامی حاکم بر ایران و مبارزه برای برابری، دو مبارزه جدا از هم نیست. زیرا آزادی واقعی زنان جز با شرکت آنها در نبرد با رژیم زنستیز آخوندی محقق نمیشود و درافتادن با استبداد دینی بدون آزاد کردن انرژی عظیم زنان و مردان پیشتاز غیرممکن است.
لازمه برابری، کنار زدن نگرش ارتجاعی و کالایی نسبت به زن است. بهجای آن باید فرهنگ و مناسباتی برقرار شودکه در آن زن وابسته به دیگری نباشد؛ موضوع مالکیت نباشد؛ بلکه یک انسان انتخابگر و مستقل باشد که میتواند سرنوشت خود را بهدست بگیرد و جهان امروز را بهسوی جهانی بهتر رهبری کند.
یک جنبش ترقیخواه که میخواهد با استبداد دینی بجنگد باید با ایدئولوژی ارتجاعی بنا شده بر جنسیت و فردیت فروبرنده دربیفتد. نمیتواند رگهها و عناصری از آن را در اندیشه و مناسباتش داشته باشد.
در پایان می پرسد: آیا هژمونی زنان یک تحول زود هنگام نیست؟ آیا نباید این تغییر را به دهههای آینده و بهزمانی موکول کرد که جوامع کنونی به درجات بالاتری از تکامل اجتماعی رسیده باشند؟
مریم رجوی می نویسد: پاسخ ما این است که شکستن طلسم نابرابری بدون یک جهش ممکن نیست؛ این جهش، هژمونی زنان است که بهخصوص بهدلیل نبرد ما با یک استبداد زنستیز بسیار بسیار ضروری بود و مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی و سایر پهنههای مسئولیت در گروی آن بود.
اما این هژمونی زنان که میگوییم چه معنایی دارد؟ آیا سهیم شدن در قدرت مردانه است؟
خیر! این یک تحول رهاییبخش است. رهبری زنان در کسب کرسیهای مدیریت محدود نمیشود. و سهیم شدن در قدرت مردانه نیست؛ بلکه تغییر دادن سرشت این قدرت است.
آن مناسباتی که بر نابرابری زن و مرد متکی است و نظامی که زنان را به حاشیه میراند، نتیجهاش قدرتطلبی بیانتها، استبداد و انحصارطلبی، تصمیمگیریهای خودسرانه، اتلاف منابع کشور و فساد و سرکوب است.
راهحل این بحران فراگیر، حضور زنان در رهبری است. این همان تحول نو و شکوهمندی است که جهان را دگرگون میکند.
- برچسبها:رژیم ایران, زنان, مردم ایران, مریم رجوی

